![]() |
![]() |
|
| خدایا انکه در تنها ترین تنهایی ام تنهایم گذاشت در تنها ترین تنهاییش تنهایش نگذار |
|
هنوز در جاده انتظار نشسته
ام و چشمانم را به آسمان بی
کران دوخته ام
هنوز هم گریه هایم را زیر
باران پنهان می کنم
باز هم در انتظارم که بیایی
بیا که بیش از این چشمانم
غریب نمانند
روزهایی که بی تو می گذرد گر چه با یاد توست ثانیه هایش آرزو باز می کشد فریاد در کنار تو می گذشت ای کاش
کاش بودی تا دلم تنها نبود کاش بودی تا برای قلب من کاش بودی تا لبان سرد من کاش بودی تا فقط باور
|
|
+ نوشته شده در
جمعه سیزدهم مرداد 1385ساعت 6:53 توسط چشمان آبی انتظار |
|
|
گفتی که امشب آمدم بهت بگم باید برم گفتی می خوام بهت بگم همین روزا مسافرم باید برم برای تو فقط یه حرف ساده بود کاش که می دیدی قلب من زیر پاهات افتاده بود شاید گناه تو نبود شاید که تقصیر منه
شاید که عاقبتاینجوری عاشق شدنه...
|
|
+ نوشته شده در
چهارشنبه یازدهم مرداد 1385ساعت 18:55 توسط چشمان آبی انتظار |
|
|
روزی که نگاهمان در هم امیخت
می خواستم بگویم که.... اما سکوت کردم دوست ندارم بگویم دوستت دارم دوست دارم درک کنی که دوستت دارم...
کسی را دوست میدارم ولی افسوس او هرگز نمی داند نگاهش می کنم شاید بخواند از نگاه من که او را دوست میدارم ولی افسوس او هرگز نگاهم را نمی خواند به برگ گل نوشتم من که او را دوست میدارم ولی افسوس او گل را به زلف کودکی اویخت تا او را بخنداند |
|
+ نوشته شده در
چهارشنبه یازدهم مرداد 1385ساعت 5:34 توسط چشمان آبی انتظار |
|
تبعيضات ظالمانهاگر مردی زن نگيرد عاقل است ولي اگر زني شوهر نکند ، «بيخ ريش پدرش مانده» استاگر مرد شبها تا صبح بيرون از منزل بماند ، «مهماني» بوده است ولي اگر زن بعد از غروبآفتاب به منزل بياد «ددر» رفته بوده و رفيق داراگر مرد با خشونت صحبت کند «لحن مردانه» دارد و اگر زن با خشونت حرف بزند «بي ادب ودريده» استاگر مرد ضيف النفس و سهل انگار باشد «جوانمرد» است ولي اگر زن بردبار و با گذشت باشد«بي عرضه و شلخته» استاگر مرد ساعتها با کسي در گوشي صحبت کند «کسب اخبار» است و اگر زني قدری حرف بزند«وراج» استاگر مرد در حضور ديگران به زنش محبت کند و او را ببوسد «مهربان و وفادار» است ولي اگرزن اينکار را بکند «بي حيا» استاگر مرد پر خور باشد «خوش اشتهاء» است ولي اگر زن پر خور باشد «شکمو» استاگر مرد چهل سال داشته باشد «جوان» است و اول چلچليش ولي اگر زني سي و پنج سالبيشتر داشته باشد «مادر فولاد زره» استاگر مرد خراّج باشد «دست و دل باز است» و اگر زني خراّج از آب در بيايد «خانه خراب کن»استاگر مرد خسيس باشد «مقتصد و صرفه جو» است و اگر زن بخيل باشد «گدا» استاگر مرد موهايش سفيد شده باشد «پخته و موقر» است ولي اگر زن موهايش قدری خاکستریباشد «عجوزه و پير کفتار» استاگر مرد کم حرف باشد «متين و سنگين» است ولي اگر زن کم حرف بزند «از خود راضي واخمو» استاگر مرد سبيل داشته باشد ولو هر قدر دراز و گنده و بد قواره «علامت مردانگي و زينت» استولي اگر زني موئي در صورت داشته باشد «وای خدا بدور» نگو نگو |
|
+ نوشته شده در
دوشنبه نهم مرداد 1385ساعت 21:11 توسط چشمان آبی انتظار |
|
|
صفحه نخست پست الکترونیک آرشیو |
| درباره وبلاگ |
|
من نشانی از تو ندارم،
اما نشانی ام را برای تو می نویسم: در عصرهای انتظار،به حوالی بی کسی قدم بگذار! خیابان غربت را پیدا کن و وارد کوچه پس کوچه های تنهایی شو! کلبه ی غریبی ام را پیدا کن ، کنار بید مجنون خزان زده و کنار مرداب آرزوهای رنگی ام! در کلبه را باز کن و به سراغ بغض خیس پنجره برو! حریر غمش را کنار بزن! مرا خواهی دید با بغضی کویری که غرق عصاره ی انتظار پشت دیوار دردهایم نشسته ام… |
|
RSS
|