![]() |
![]() |
|
| خدایا انکه در تنها ترین تنهایی ام تنهایم گذاشت در تنها ترین تنهاییش تنهایش نگذار |
از دوریت دلگیر نمی شوم برای بودن با تو... کافیست دلتنگ شوم چشمانم را ببندم... آنگاه حضورت را حتی نزدیک تر از سایه ام به خودم احساس میکنم بی بهانه دوستت دارم محبوب من... |
|
+ نوشته شده در
شنبه بیست و هشتم مرداد 1385ساعت 6:17 توسط چشمان آبی انتظار |
|
|
|
|
+ نوشته شده در
چهارشنبه بیست و پنجم مرداد 1385ساعت 15:56 توسط چشمان آبی انتظار |
|
|
کاش ای تنها امید زندگی
|
|
+ نوشته شده در
یکشنبه بیست و دوم مرداد 1385ساعت 9:0 توسط چشمان آبی انتظار |
|
|
صفحه نخست پست الکترونیک آرشیو |
| درباره وبلاگ |
|
من نشانی از تو ندارم،
اما نشانی ام را برای تو می نویسم: در عصرهای انتظار،به حوالی بی کسی قدم بگذار! خیابان غربت را پیدا کن و وارد کوچه پس کوچه های تنهایی شو! کلبه ی غریبی ام را پیدا کن ، کنار بید مجنون خزان زده و کنار مرداب آرزوهای رنگی ام! در کلبه را باز کن و به سراغ بغض خیس پنجره برو! حریر غمش را کنار بزن! مرا خواهی دید با بغضی کویری که غرق عصاره ی انتظار پشت دیوار دردهایم نشسته ام… |
|
RSS
|