تبليغاتX
خانه سپید
خدایا انکه در تنها ترین تنهایی ام تنهایم گذاشت در تنها ترین تنهاییش تنهایش نگذار
خدا کنه که حسرت خوشی به قلبت بمونه

یه بی وفا مثل خودت ریشه هات و بخشکونه

یکی باشه که هر نفس آتیش به جونت بزنه

بهت خیانت بکنه زخم زبونت بزنه

کاشکی اونم بدونه که خوبی بهت نیومده

این همه خوبی آخرش چی به سر من اومده!

پشت سرت هر جا بری نفرین من به راهته

به اون چشم دربدرت به اون دل سیاهته

همین قدرم که خواستمت از سرتم زیادیه

فکر نکنی تو قلب من یه لحظه از تو یادیه

خیال نکن به یادتم...بدون که مردی تو دلم

خودت میدونی جای عشق نفرت و کاشتی تو دلم

واسه همیشه از دلم دیگه میزارمت کنار

تموم بی وفایی هات از تو بمونه یادگار

حالا که میری یه نظر پشت سرت رو هم ببین

ببین که تنها نمیشم.. تنها تو باختی نازنین...

                                                  محسن یگانه

http://www.iranclip.com/player/1089

+ نوشته شده در  جمعه چهاردهم مهر 1385ساعت 8:59  توسط چشمان آبی انتظار | 
تو دیوونه رفتی  یه شب بی نشونه

تو خواستی که قلبم پریشون بمونه

واست گریه ی من دیگه بی امونه

دل از درد عشقت یه دریای خونه

میخوام با تو باشم... میخوام با تو باشم... هنوز عاشقونه

ولی نازنینم... چگونه چگونه؟...چگونه چگونه؟

من ازسبزه سبزم ولی خسته خسته

من از شهر عشقم ولی دل شکسته

میگفتم یه ابری یه همرنگ بارون

یه بارون رحمت واسه سبزه زارون

میخواستم بگم من... که عاشق ترینم ...تو فرصت ندادی... تو فرصت

ندادی ...

حقیقت چه تلخه چه تلخه شکستن

حقیقت همینه که رفتی تو بی من...که رفتی تو بی من

میخوام با تو باشم... میخوام با تو باشم...هنوز عاشقونه

ولی نازنینم چگونه چگونه؟

                              چگونه چگونه؟

                                                          معینhttp://www.iranclip.com/player/108

+ نوشته شده در  جمعه چهاردهم مهر 1385ساعت 8:41  توسط چشمان آبی انتظار | 

از تو باید میگذشتم... ولی افسوس نتونستم

تو عروسک بودی و من... آخر قصه دونستم

تو وجود خالیه تو جز دروغ هیچ چی ندیدم

کاش میشد به این حقیقت پیش از اینها میرسیدم

سوختم و سوختم و ساختم

هر چی داشتم به پات باختم

کاش تو رو از روز اول مثل امروز میشناختم...

+ نوشته شده در  پنجشنبه سیزدهم مهر 1385ساعت 12:19  توسط چشمان آبی انتظار | 
به غم کسی اسیرم که ز من خبر ندارد

عجب از محبت من که در او اثر ندارد!

غلط است هر که گوید (دل به دل راه دارد)

دل من ز غصه خون شد دل او خبر ندارد...

+ نوشته شده در  پنجشنبه سیزدهم مهر 1385ساعت 10:33  توسط چشمان آبی انتظار | 

 نمیشه باورم که دستی دستی            نمک خوردی نمکدون و شکستی

 که بعد از اون همه مهر و محبت       تو رفتی با رقیب من نشستی

 ندونستم تو آستینم یه ماره               که پشت اون نقاب گل یه خاره

 خدا تقاصمو ازت بگیره                 شنیدی؟ چوب اون صدا نداره

 میدونم یه روزی میشی پشیمون         میگردی پی من پرس و نپرسون

 نمونده فرصتی برای جبران             نمیشم خام اون چشمای گریون

 به اون خدا نمیکنم حلالت               الهی بشکنه تو پرو بالت

 خدا کنه که این کابوس عشقم           همیشه باشه تو خواب وخیالت

+ نوشته شده در  پنجشنبه سیزدهم مهر 1385ساعت 8:18  توسط چشمان آبی انتظار | 
 دوستت داشتم ولی هرگز نگفتم

 نگفتــم تـا ز چشــــم تـو نيفتـم

 نگفـتـم تــا نــدوني عاشـــقم مــن

نـدوني بعــدِ تــو از پـا مي افتـم...

 خيــال کـردم اگـــه روزي بـــدوني... مي ري شعر جدايي رو مي خـوني

میری تنها میشم با بغض و گریه توی شهر و دیار بی نشونی

+ نوشته شده در  چهارشنبه دوازدهم مهر 1385ساعت 15:38  توسط چشمان آبی انتظار | 
روزي کـه دلـم پيش دلت بود گرو دستان مـرا سخت فشردي کـه نرو

 

روزي که دلت به ديگري مايل شد کـفـشـان مـرا جفت نمودي که برو ...

+ نوشته شده در  چهارشنبه دوازدهم مهر 1385ساعت 15:30  توسط چشمان آبی انتظار | 
دلواپس و بیتابم

باز امشب هم بی خوابم

ازت خبر ندارمو تا خود صبح بیدارم

حس خوبی ندارم

چشام همش به ساعته

می پرسم این چه حسیه؟

یکی میگه.....خیانته

گوشیو بردار تا صدات یه ذره ارومم کنه

این نفسای اخره دلم داره جون میکنه

همش دارم فکر میکنم دست یکی تو دستته

دارم میمیرم ای خدا...فکر میکنم حقیقته

                                               محسن چاووشی

+ نوشته شده در  چهارشنبه دوازدهم مهر 1385ساعت 15:14  توسط چشمان آبی انتظار | 
کوله بار ارزوهات روی دوشت

تا کجا ها رفتی با پای پیاده..

رفتی و به هر چی خواستی نرسیدی

متاسفم برات ای دل ساده!!!

دل به هر کی دادی از سادگی دادی!!!

زندگیتو پای دلدادگی دادی!

هر جا که دیدی چراغی پر فروغه

تا بهش رسیدی فهمیدی دروغه...

کوله بار ارزوهات و کی دزدید؟

دل دیوونه به گریه هات کی خندید؟

عاشق و خسته و غمگین و پریشون

دل بی کس دل بی سرو سامون

تو رو با هول و ولا تنها گذاشتن

اونا که لیاقت عشق و نداشتن!!!

تک و تنهایی و با پای پیاده

متاسفم برات ای دل ساده...

                                         محسن چاووشی

+ نوشته شده در  چهارشنبه دوازدهم مهر 1385ساعت 15:3  توسط چشمان آبی انتظار | 
عشق کدوم غریبه یهو تو قلبت افتاد؟

چي شد كه خيلي ساده عشقمو بردي از ياد؟

قلبمو بي تفاوت له كردي زير پاهات

گول نگاتو خوردم يا كه فريب حرفات؟

آهاي خبر نداري دلم داره ميميره...

                              همدم بي كسي هات تو بي كسي اسيره...

+ نوشته شده در  چهارشنبه دوازدهم مهر 1385ساعت 10:7  توسط چشمان آبی انتظار | 
 
صفحه نخست
پست الکترونیک
آرشیو
درباره وبلاگ
من نشانی از تو ندارم،

اما نشانی ام را برای تو می نویسم:

در عصرهای انتظار،به حوالی بی کسی قدم بگذار!

خیابان غربت را پیدا کن و

وارد کوچه پس کوچه های تنهایی شو!

کلبه ی غریبی ام را پیدا کن ،

کنار بید مجنون خزان زده

و کنار مرداب آرزوهای رنگی ام!

در کلبه را باز کن

و به سراغ بغض خیس پنجره برو!

حریر غمش را کنار بزن!

مرا خواهی دید با بغضی کویری

که غرق عصاره ی انتظار

پشت دیوار دردهایم نشسته ام…

نوشته های پیشین
هفته دوم آذر 1385
هفته اوّل آذر 1385
هفته چهارم مهر 1385
هفته سوم مهر 1385
هفته دوم مهر 1385
هفته سوم شهریور 1385
هفته دوم شهریور 1385
هفته چهارم مرداد 1385
هفته سوم مرداد 1385
هفته دوم مرداد 1385
هفته اوّل مرداد 1385
هفته چهارم تیر 1385
هفته دوم تیر 1385
هفته اوّل تیر 1385
هفته چهارم خرداد 1385
هفته سوم خرداد 1385
پیوندها
بارش باران
با من گریه کن
رسول و سارا
سکوت سرد
رد پا
زندان زمان
جک .طنز. عشقولانه!!
יפה
مسافر شهر غریب
بودن یا نبودن
عشق و دوری
حرف عشق
بیا تا قدر یکدیگر بدانیم
محیطی سالم و زیبا (چت فور ای)
بی تو هرگز
فرشته های شمال عشق
دنیای غریب
تا شقایق هست...
 

 RSS

POWERED BY
BLOGFA.COM

طراح قالب

دیجیتال کیوان

 
Oneline users :

کدهای خفن جاوا اسکریپت