تبليغاتX
خانه سپید
خدایا انکه در تنها ترین تنهایی ام تنهایم گذاشت در تنها ترین تنهاییش تنهایش نگذار
قصه ی عشق من و تو قصه ی درد و جداییست

وقت لبخند دوبارم لحظه ی سبز رهاییست

قصه ی عشق من و تو قصه ی برف و خورشید

بشکنه دست کسی که پر پروازمون و چید

عشق ما زنده میمونه

           قدرتش شاید بتونه

                     بعد مرگ تو آسمونا

                                ما رو بهم برسونه

+ نوشته شده در  دوشنبه هفدهم مهر 1385ساعت 11:39  توسط چشمان آبی انتظار | 
 
صفحه نخست
پست الکترونیک
آرشیو
درباره وبلاگ
من نشانی از تو ندارم،

اما نشانی ام را برای تو می نویسم:

در عصرهای انتظار،به حوالی بی کسی قدم بگذار!

خیابان غربت را پیدا کن و

وارد کوچه پس کوچه های تنهایی شو!

کلبه ی غریبی ام را پیدا کن ،

کنار بید مجنون خزان زده

و کنار مرداب آرزوهای رنگی ام!

در کلبه را باز کن

و به سراغ بغض خیس پنجره برو!

حریر غمش را کنار بزن!

مرا خواهی دید با بغضی کویری

که غرق عصاره ی انتظار

پشت دیوار دردهایم نشسته ام…

نوشته های پیشین
هفته دوم آذر 1385
هفته اوّل آذر 1385
هفته چهارم مهر 1385
هفته سوم مهر 1385
هفته دوم مهر 1385
هفته سوم شهریور 1385
هفته دوم شهریور 1385
هفته چهارم مرداد 1385
هفته سوم مرداد 1385
هفته دوم مرداد 1385
هفته اوّل مرداد 1385
هفته چهارم تیر 1385
هفته دوم تیر 1385
هفته اوّل تیر 1385
هفته چهارم خرداد 1385
هفته سوم خرداد 1385
پیوندها
بارش باران
با من گریه کن
رسول و سارا
سکوت سرد
رد پا
زندان زمان
جک .طنز. عشقولانه!!
יפה
مسافر شهر غریب
بودن یا نبودن
عشق و دوری
حرف عشق
بیا تا قدر یکدیگر بدانیم
محیطی سالم و زیبا (چت فور ای)
بی تو هرگز
فرشته های شمال عشق
دنیای غریب
تا شقایق هست...
 

 RSS

POWERED BY
BLOGFA.COM

طراح قالب

دیجیتال کیوان

 
Oneline users :

کدهای خفن جاوا اسکریپت